خرید بک لینک
عالمی بود در زمان های قدیم

چشم ها خیره، عجب علمی عجیب

هر دهان می گفت این چه عالمی

این چه دارد خوش به حالش، این ضمیر

هر بشر فکرش ببود چیست این مگر

بود دنیا، خوشبخت این فرد بشر

خوش به حال عالم و آن امتش

که بوود علمش کران تر، هر بشر

حیف که عالم نبود در این زمان

چون مگر سرها بداشت در این جهان

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 15:44

و از میان ایشان موافق تولیدها و خاندان اجداد ایشان فوج های لشکریان جنگی سی و شش هزار نفر بودند زانرو که زن ها و فرزندان بسیار داشتند. و عدد برادران ایشان از تمامی خاندان های یساکار از صاحبان شجاعت بحساب نسب نامه ی ایشان هشتاد و هفت هزار بود.... . و ایشان با پسرانشان در بالای دروازه های خانه خداوند یعنی خانه خیمه موافق دسته های خود بودند.... و مغنیان از روسای اجداد لویان که به حجره ها ساکن شده فارغ بودند اینانند زیرا که روز و شب مشغول آن کار بودند......و جمله اسرائیلیان در پیش داوود در حبرون جمع آمدند و گفتند اینک ما استخوان و گوشت توایم.... بنایاه پسر یهودیادا

برچسب: کتاب اول تواریخ, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 20:08

حکم مکنید تا بر شما حکم نشود زیرا که بآن طریق که حکم می کنید حکم بر شما خواهد شد و بهمان پیمانه که می پیمایید از برای شما پیموده خواهد شد......

برچسب: متنی از انجیل, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 1:52

دلم گرفته امشب، یارا کجاست عشقی از عشق آن جوانمرد، معشوق گوید یارم یارا کجاست امشب، کز دوری اش خرابم ای یار دوستدارم، عشقم، سلام یارم باشد ببینمش من، بوسم لبش به عشقی آن عاشقی که باشد، دنیا خرابم امشب آن عاشقی که هر دو، مست رویم به سمتی رسوایی زمانش، کم باشدش جوانمرد دلم گرفته امشب، ساقی بده شرابی یارا کجاست عشقی، کز عاشقش شرابی کز مستی شرابش، تا باشدش تا ابد عشق بگوید دلبر، هستم خرابم عشقم هستم خراب تو یار، تا آخر جهانم عشقت بمانده در دل، ای یار دلبر من امشب که هستم پیشت، مستم به تو تا ابد مستم به تو تا ابد، ساقی خرابم امشب بد نامی زمانه، ماند کنارم ا

برچسب: دلم گرفته امشب,دلم گرفته امشب هوای گریه دارم,دلم گرفته امشب در خلوت شبانه,دلم گرفته امشب خدا,دلم گرفته امشب متن,دلم امشب گرفته خونه خاموشه,دلم خیلی گرفته امشب,چقدر دلم گرفته امشب,شعر دلم گرفته امشب,خدایا دلم گرفته امشب, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 10:23

از گذشته داشته است، هر کس دیاری عشق خود جز مگر این می شود، جز هر کسی دیار خود عارفان یار دوستان بشر، داشتن دیاری مال خود آن دیار خوب نزد عارفان، هست حال عارفان و یار خود پس سوال این باشدش ، ای عارفان اهل دل پس کجا می باشدت، آن دیار یار خود گفت عارف در جواب، دارمش مال خودم آن دیار خوب نزد عارفان، هستمش برای خود آن دیاری که بوود پیغمبران از هر گذر آن دیاری که شود خوبان عالم، مال خود آن دیاری که بوود مستیش از هر کران آن دیاری که بوود مردمش در کار خود گفتمش ای عارف اهل سخن، پیش تر بگو از آن دیار آن دیاری که بوود مردمش سبز و سپید نه به رسم این زمان آن مردمش، باشن

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 10:22

شخصی بدیدم هست آن، بی دین ترین در جهان گفتم که ای شخص من هم، رسواترین زمان رفتم به پیش آن شخص، دیدم در آن خیابان دیدم هوری جوانی، بدکاره ی هر زمان گفتن که مردم او را، باید حد خورد این جوان گفتم به من به او که، من، رسواترین زمان هر جا که خبطی دیدم، دیدم رسواترینم آنها که هیچ هستند، پیش رسوایی من بگفتم عارفی را، منم رسواترینم بگفتا جرم تو چیست، که هر دم این سخن بس بگفتم عارف جان، که من عاشق ترینم که من هم دوست هستم، به مولا عشق ورزم که مولایم علی است، که جان دل علی است که هر دم می روم ره، دلم رسواترین من که تو مولا علی جان، چه هستی در جهانش که هر کس عشق مولاست

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

هر کس بدید خود را، در حال خلوت خود هر فرقه ای به حالی، هر کس به رسم و آیین مستان که در خلوت، مست می شوند و خوشحال مست شرابم و بس، خوشا به حال مستی آن عارفان تنها، هستند خلوت خود در حال ذکر یاران، در حال دیدن یار رندان که در خلوت، می بینند یار خود را هستند خلوت خود، خوشا به حال آنان آن عابدان کوردل، آن زاهدان گمراه هستند خلوت خود، آیین کفر یاران آنان که در خلوت، یاد خدا فراموش از منبر و کتابها، دور می شونند یاران . . . .

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

..... پس اگر حیوان کور را از راه قربانی تقریب نمایید آیا قبیح نیست و اگر لنگ یا بیمار را تقریب نمایید آیا قبیح نخواهد بود خداوند لشکر ها می فرماید که حال این را بوالی خود تقریب نما آیا از تو راضی خواهد شد و مگر رویت را محترم خواهد داشت و حال استدعا اینکه خدا را تضرع نمایید تا آنکه ما را رحمت فرماید......

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

ای قوم بی رغبت خویشتن را تجسس و تفحص نمایید قبل از آنی که حکم بزاید و روز بشما مثل کاهبن حمله ور شود و قبل از آنی که که شدت غضب خداوند بر شما هجوم آورد و پیش از آنکه روز خشم خداوند بر شما مستولی گردد ای تمامی متواضعان زمین که حکم او را به جا می آورید خداوند را طلب نمایید صداقترا جستجو و حلم را تجسس نمایید شاید که در روز غضب خداوند پنهان شوید ......

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

وای بر کسانی که بی انصافی را تدبیر می نمایند و بر بسترهای خودشان قصد شرارت می کنند و بطلوع فجر آن را بجا می آورند چونکه در قوت دست ایشان است مزرعه ها را طمع نموده و آنها را غضب می نمایند و خانه ها را طمع نموده بتصرف می آورند و مردیرا با خاندانش و مردیرا با وراثتش جور می کنند......

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

..... زیرا که روز خداوند بر تمامی طوایف نزدیک است چنانی که عمل نمودی همچنان بتو عمل خواهد شد سزای تو بر سرت عود خواهد نمود زیرا بنهجی که شما در کوه مقدس من نوش نمودید همچنان تمامی طوایف پیوسته خواهند نوشید بلکه نوشیده و بلعیده چنانی که وجود نداشتند خواهند شد......

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

ای خداوند ترا خواهم خواند زیرا که آتشی مرتعهای بیابان را سوزانید و شعله تمامی درختان صحرا را ملتهب ساخته است حیوانات صحرا نیز به تو فریاد می نمایند زیرا که جویهای آب خشک گردیده اند و مرتعهای بیابان را آتش سوخته است.

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

ای بنی اسرائیل بخداوند خدایت رجوع فرما زیرا که به سبب عصیانت افتاده گردیده سخنان را با خودتان گرفته بخداوند رجوع نمایید وی را بگویید که تمامی عصیان را عفو نما و بخوشی قبول فرما که گوسالهای لبهایمان را تقریب خواهیم نمود ....

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

تمام حرف من باشه که هستم عاشق یارم تو هستی بهترین من که هستم عاشقت یارم تمام مهربونی ها، تمام جذبه ی عشقم تمام ذهن من درگیر خوبیهات، ای یارم صداقت، حرف این روزا تمام خصلت یارم رسیده پاکی عشقت تمام مردمان، یارم تو پاکی که جوانم من همیشه خاطرت یارم رسیده آرزوهایم ببینم سرو، تو یارم نبینم غم از این عشقم نبینم درد از این یارم بگو پاکی که تو داری ندیده غیر، جز یارم تو هستی بهترین من تو هستی مهربان یارم که باشی خوشدل و آباد تمام عمرت ای یارم.

برچسب: تمام حرف من,زیبا تمام حرف من این است,تمام حرف من این است,تمام حرف های من, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:05

دلا ای پارسای دور اندیشبه چه می اندیشی ای شیخ دراویشبگفتا دیدم جوانی در زمانهکه نه کار داشت و نه علم و نشانهبپرسید شیخ حق چیست ای جوانهبگفتا حق پول است ، پول وای بر زمانه تامل کرد پارسا و شنید حرف آن نگارهبزد بر سر، نگاه کرد بر زمانهبگفتا ندیدم زمانی پست تر از این زمانجوان فکر پول است پول است وای بر زمان.

برچسب: شعر یک یه دوستی داشتم,شعر یک یه خط راسته,شعر یه روز یه آقا خرگوشه,شعر یه روز یه باغبونی,یه شعر زیبا برای یه دوست,شعر یه مدینه یه بقیعه, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:32

مهر پیوندگار جان، راست گفتار، نامور، بسیار شنوا، زیبا، بسیار بینا، نیرومند، بی خواب، همواره بیدار را، می ستایم مهر فرمانروای همه ی کشور را که اهورامزدا آنرا از میان ستودگان مینوی فروغمند تر از همه آفرید.

برچسب: متنی زیبا از زندگی,متنی زیبا از حسین پناهی,متنی زیبا از خدا,متنی زیبا از خسرو شکیبایی,متنی زیبا از شاملو,متنی زیبا از دلتنگی,متنی زیبا از صادق هدایت,متنی زیبا از مادر,متنی زیبا از عشق,متنی زیبا از تنهایی, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:32

مکاشفه ی عیسی مسیح که خدا ویرا عنایت فرمود تا آنکه اموری را که زود است واقع میگردد بر بنده گان خود ظاهر سازد و او فرشته خود را فرستاد و بوساطت او بر بنده خود یوحنا نمودار گردانید. و اوست آن که شهادت داد بر کلام خدا و شهادت عیسی مسیح و بر هر آنچه دید. خوشا حال آنکس که می خواند و آن کس که می شنود سخنهای این نبوت را و نگاه می دارد آنچه را در آن نوشته است زیرا که وقت نزدیک است.....

برچسب: متن زیبا از انجیل,متن های زیبا از انجیل, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:32

پس یهوشع کاهن بزرگرا بمن نمود که در حضور فرشته خدا می ایستاد و بر دست راستش شیطان می ایستاد تا آنکه ویرا خصومت نماید. و خداوند به شیطان گفت که ای شیطان خداوند ترا عتاب نماید بلکه خداوندی که اورشلیم را برگزیده است ترا معاتب سازد آیا این نیم سوزی نیست که از آتش رهایی یافته است و آن شخص لباس پلیدی ملبس بود و در حضور فرشته می ایستاد و متکلم شده بکسانی که در حضورش می ایستادند بدین مضمون گفت که این لباس پلید را از برش بکنید و بوی گفت که بنگر که عصیانترا از برت گذراندم و ترا به لباس مختصی ملبس خواهم کرد و من گفتم دستیار پاکیزه بر سرش بنهند .............

برچسب: متنی تامل برانگیز,متن تامل برانگیز,متن های تامل برانگیز,متن کوتاه تامل برانگیز,متن های تامل برانگیز و زیبا,متن تامل برانگیز عاشقانه,متن بسیار تامل برانگیز,متن زیبا تامل برانگیز,متن زیبای تامل برانگیز,دانلود متن تامل برانگیز, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:32

و ایوب جواب داده گفت که کاشکی غضب من خوش سنجیده و مشقت من در میزان برابر برداشته شود زیرا که حال ریگ دریا سنگین تر است بنابراین کلامم از حد بیرون شد چونکه تیرهای خداوند قدیر در اندرون من است و زهر آنها را جانم می نوشد و ترس های خداوند متعال بر من صف آرائی می کند.

برچسب: متنی از کتاب شازده کوچولو,متنی از کتاب,متنی از کتاب صد سال تنهایی,متنی از کتاب ملت عشق,متنی از کتاب بیشعوری,متنی از کتاب قابوس نامه,متنی از کتاب گلستان سعدی,متنی از کتاب کیمیای سعادت,متنی از کتاب تاریخ سیستان,متنی از کتاب کویر, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:32

پروردگارتان را از روی فروتنی و گریه و مخفیانه بخوانید یقینا خدا متجاوزان را دوست ندارد.

برچسب: متنی زیبا از زندگی,متنی زیبا از حسین پناهی,متنی زیبا از خدا,متنی زیبا از خسرو شکیبایی,متنی زیبا از شاملو,متنی زیبا از دلتنگی,متنی زیبا از صادق هدایت,متنی زیبا از مادر,متنی زیبا از عشق,متنی زیبا از تنهایی, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:31

هر کس بدید یار را، آیین هر کسی را می بینند مردم خود، هرفرقه ای به حالی مستان بدیدند عامه، آنجا که مستی باشد هستند مردم ما، خوشحال و سرو وآزاد در کوی عارفان هست، افراد به دین ذکران ذکر گوید عارف ما، می بینند حال مردم رندان که مست هستند، دل درخوشی ببستند بینند مردم زمان را، در حال دیدن یار آن فرقه ای که هستند، دایم سر به مهر عالم می بینند مردمان را، در حال حرف مردم ای اهل این جهان ما، دیدیم زمانه را از هر فرقه ای به راهی، می بینند مردم خود مستان ره مستی، رندان ره خدا را آن عارف خداجو، ذکر گوید آن خدا را اما که آن عابد، می بیند مردمان را می گوید عابد ما، در من

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:31

خوشا آیین آنان، که هر دم هست شرابی که هر دم مست هستند، بر آنان پیران و مرشد بوود صبح ها شرابی، تمام روز مستی خوشا مستان عالم، که هر دم هست شرابی که آن پیران و مرشد، در آنان آیین مستان عذاب دارنند به مثل، که چون مستند، دوایی خوشا حال خوشش که، در آن آیین مستان برقصند مست عالم، خوشا مستان گیتی که هردم هست پیاله، که هر دم هست شرابی بنوشند مست گردند، بروید رقص، ز گیتی که آن قدرش بنوشند، که ریزد از گلویش خوشا به آن زمان که، شوی تا مغز مستی که گر مستی رسد به، به فکرت ای جوان پس بدان عالم شود چون، ................ . . . . .

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:31

دارم كه من شهزاده اي، در اين زمان در اين مكان پس غم چه پس باشد ولي، دارد زمان شاهي بزرگ شهزاده ي خوبان من، مولا علي جانم علي شهزاده ي شعران من، حافظ جان بگو جانم غمي مستان كه دارن شاهي عجب، در هر زمان در هر مكان پس غم چه بود مستان من، داريد شما شهزاده اي شهزاده ي مستان من در عالم بالا بوود شاه شما مستان دگر، عيسي مسيح مولا بود او كه بداشت مستي دگر، او كه بداشت سري عجب او كه ببود شاه عجب، عالم بود بر مستيش تا به ابد او كه بداشت بزرگترين، دين بشر در اين زمان او كه مريدانش مگر، دارنند غمي جز مستيش شهزاده ي شعرانش هست، او كه بداشت غمي بزرگ آنجا كه نيست شعر بي شر

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 5:31

صفحه بندی